همه انسان هائی که قادر نیستند سلاحی بدست گیرند/دهان و قلم نیز در زمره سلاح ها به شمار می آیند/نوکر ماب می شوند...........مردمانی که زندگی روزانه ی خویش را بسیار تهی و یکنواخت می پندارند به آسانی به دین می گرایند: این امر درک کردنی است و درخور بخشایش. تنها نکته این است که حق ندارند از آنان که حیات روزانه شان تهی و یکنواخت نیست، انتظار دینداری داشته باشند.
از کتاب" انسانی ، زیاده انسانی"فریدریش نیچه/نشر مرکز. صفحه 197
بر گرفته از وبلاگ دوست عزیزم آیرین: http://tahlilema.blogfa.com
von Erich Fried
Bevor ich sterbe,i
Noch einmal sprechen
Von der Wärme des Lebens.i
Damit doch einige wissen:i
Es ist nicht warm,i
Aber es könnte warm sein.i
Bevor ich sterbe,i
Noch einmal sprechen
Von Liebe.i
Damit doch einige sagen:i
Das gab es,i
Das muß es geben.i
Noch einmal sprechen
Vom Glück der Hoffnung auf Glück.i
Damit doch einige fragen:i
Was war das,i
Wann kommt es wieder?i
پیش از آنکه بمیرم
دوباره از گرمای زندگی سخن می گویم
تا برخی بدانند:
که [گرچه] کنون گرم نیست
اما می توانست گرم باشد.
پیش از آنکه بمیرم
باری دیگر از عشق سخن می گویم
تا بعضی بگویند:
وجود داشت
باید وجود داشته باشد.
دوباره سخن می گویم
از خوشبختیِ داشتن امید به خوشبختی
تا برخی بپرسند:
آن چه بود،
کی دوباره از راه خواهد رسید؟
مترجم: کامران مهاجر
Ich liebe Dich mit hoffnungslosem Schweigen

